www.mashhadbax.blogfa.com
کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟بیا تو نترس!!!!!!!!!!!!
نوشته شده در تاريخ Sat 14 Jan 2012 توسط sajad |
امیدوارم در این وبلاگ از زندگینامه هنرمندان مورد علاقتون بهره مند بشین!!
نوشته شده در تاريخ Sat 24 Dec 2011 توسط sajad |
هفتم بهمن ماه 1357 در يك خانواده شش نفره در تهران متولد شد.سه برادر داشت كه دو نفر از آنها رو در جنگ ايران و عراق از دست داد
از بچگي به نوازندگي علاقه داشت و با پيانو شروع كرد ولي بعد ويلون را بعنوان ساز تخصصي خود انتخاب كرد.آهنگسازي ميكرد و نواختن ساز را از هر كاري بيشتر دوست داشت. ساز هاي تخصصي وي پيانو ،گيتار و ويلن بوده و در نواختن ويلون تبحر خاصي دارد.

از 1376 وارد واحد موسيقي صدا و سيما شد و در آنجا مشغول به كار شد ولي كارهاي او براي كسب مجوز مشكل داشتند.بعنوان اولين كار معبود را اجرا كرد. بعد از آن بهار من اولين كاست او بود.بهار من كاست بدون كلامي بود كه نوازندگي پيانو ،گيتار و ويلون را در آن بعهده داشت
بعد از بهار من مسافر به بازار آمد و تحولي در موسيقي پاپ كشور ايجاد شد كه آثار آن براي هميشه به جا ماند.بعد از آن كاست دهاتي منتشر شد و باعث نمايان شدن فرق بين كارهاي شادمهر و ديگران شد.در اين راه هميشه مشكلات بسيار زيادي سر راه او قرار داشت و گرفتن مجوز براي كاري كه نام شادمهر روي آن باشد مشكل شد
با وارد شدن شادمهر به سينما محبوبيت او صد چندان شد .او در دو فيلم سينمايي پر پرواز و شب برهنه بازي كرد و خود را در عرصه بازيگري هم مورد امتحان قرار داد . بازي در اين فيلمها باعث افزايش حساسيت روي كارهاي وي شد
پس از آن ، دوسال گرفتن مجوز براي كاست بعدي يعني آدم و حوا ادامه پيدا كرد و شادمهر كه ديگر عرصه را براي كار تنگ مي ديد رهسپار ينگه دنيا شد تا كسي نتواند جلوي پيشرفت او را سد كند . و قصه پر پرواز را در زندگي خود تكرار كرد . شايد پر پرواز زنگ خطري بود براي آنهايي كه اجازه راحت كار كردن را از امثال شادمهر سلب ميكردند
آدم و حوا و بعد از آن خيالي نيست بصورت غير مجاز در ايران پخش شد و محبوبيت وي را بيش از پيش زياد كرد تا هوادارانش با دور شدن او از وطن ، او را به خود نزديك تر حس كنند و ا ز كارهاي اين نابغه موسيقي لذت ببرند
در حال حاضر وي در تورنتو كانادا مشغول كار است و ار تباط خود را با وطن و هوادارانش همچنان حفظ مي كند تا كاري باب ميل جوانان اين كشور ارائه دهد و جاي خود را در قلب ايشان نگاه دارد
نوشته شده در تاريخ Wed 9 Mar 2011 توسط sajad |

ریحانا یا همون RIHANNA در تاریخ بیستم فوریه 1988 در شهر سن میشل کشور باربادوس بدنیا آمد .اسم اصلیش Robyn Rihanna Fenty هست و تو خانواده 5نفریشون بجز پدر و مادرش دو برادر کوچکتر از خودش داره .
ریحانا میگه : من می خواهم کارائیب را به مردم بشناسانم و بخش جالب وجودم را نشانشان دهم.
ستاره هاي بزرگي چون Sean Paul و Shaggy و Elephant Man کمک کردند تا ریحانا بتواند در این راه (خوانندگی) قدم گذارد.




وقتی که ملکه ی سالن رقص شد با صدای شگفت انگیزش آهنگ Hero از Mariah Carey رو خوند . این اصلا عجیب نبود چون اون صداش بسیار زیبا بود و به تنها چیزی که نیاز داشت امتحان آوازی بود که به وسیله ی Shawn �Jay-Z� Carter (رئیس و مدیر اجرایی �دف جم ریکوردینگ�) از او به عمل امد تا او بتواند با شرکت های چند میلیون دلاری قرارداد ضبط موسیقی ببندد.در ان زمان که اجرا به پایان رسید دختر شیرین جزیره به سادگی خود خندید.�من می لرزیدم�
انیمه انیمیشن مانگا كميك AnimCentral خوش بختانه زمانی که شروع به اجرای نمایش بداهه ی خود کرد توانست از آن احساس رهایی یابد .اجرایی عالی که باعث شد که مدیران آینده ی او مجبور شوند قبل از اینکه او دفترشان را ترک کند قرارداد را امضا کنند.ما تا حدود 4:30صبح قرارداد می بستیم و من هر بار که نامم را امضا می کردم لبخند میزدم. او با لهجه ی باربادوسی خود می گوید� بیاد می آورم که فقط قسمتی از صورت جی را در انتهای سالن دیدم با خود گفتم خدای من این اولین بار است که شخص مشهوری را از نزدیک می بینم. � مسخره است!!


قبل از نقل مکان به امریکا در سال2005 ریحانا قدری ساده تردر سرزمین مادریش زندگی می کرد.جایی که دوران دبیرستان را در آنجا گذرانده بود و گاهی با دختران نوجوان ترانه هایی را خوانده بود.
گذشته از بردن جایزه ی زیبایی و هوش دبيرستان ریحانا متوجه ذوق و استعداد خود نشد تا اینکه توجه یک تولید کننده ی اهل نیویورک به نام ایوان راجرز را به خود جلب کرد ( ایوان و همراهش کارل استراکن اجراهای موفقی برای Christina Aguilera و Ruben Studdard و Kelly Clarkson انجام داده بودند) .
ایوان و همسرش جکی در حال گذراندن تعطیلات کریسمس در نزدیکی شهر ریحانا بودند و توسط دوستی مشترک به سر دسته ی جوان زنان خواننده ی اپرا معرفی شدند.زمانی که ایوان صدای او را در حال تک خوانی شنید متوجه آینده ی درخشان این ستاره شد و او را به نیویورک دعوت کرد و چندین آهنگ در آنجا ضبط کرد.

انیمه انیمیشن مانگا كميك AnimCentral
ایوان و ریحانا و کارل دوازده آهنگ دیگر را نیز پس از مدتی ضبط کردند .
ریحانا : �موسیقی من مثل بامیه یا تاس کباب است�.
من نمی خواهم مثل کبوتری باشم که در سوراخ رقص گرفتار شده است.زیرا من می توانم بخوانم و تصنیف های یک نفره من به خوبی قطعات موفق دیگر است.قرار است که اولین آلبوم او تمام عناصر موسیقی جادویی را به همراه داشته باشد.او یک ترانه سرای با استعداد است و اکثر ترانه های آلبوم هایش را خودش می نویسد.او می گوید:موسیقی در DNA من است.اولین single او �Pon De Replay� مطمئنا سالن های رقص جهان را از صدای تکان دهنده ی او پر خواهد کرد.و تقاضا از دی جی برای اجرای دوباره اهنگ او تا زمانی ادامه خواهد یافت تا به گوش همه ي موسيقي دوستان برسد.
او براستی زندگی مثل سیندرلا داشته است و هنوز با شگفتی می اندیشد اگر من ایوان و کارل را نمی دیدم احتمالا برای همیشه در رویا می ماندم.به خاطر تمام کارهایی که آن دو برایم انجام داده اند از آنها متشکرم.به زودی تمام دنیا از او و تهیه کنندگان کارهایش تشکر خواهد کرد. و در حال حاضر ترانه Umbrella ریحانا رو میشه همه جا شنید . تو تاکسی ، مراکز خرید ، رادیو و هر جای دیگه
نوشته شده در تاريخ Tue 25 Jan 2011 توسط sajad |

نام اصلی:Wentworth Earl Miller

زمینه فعالیت: بازیگر

ملیت: آمریکایی بریتانیایی‌تبار

تولد: ۲ ژوئن۱۹۷۲

قد:۱.۸۵


اطلاعات بیشتر:

اوایل زندگی:

میلر در «چیپینگ نورتون، آکسفوردشر انگلستان» به دنیا آمد. او فرزند «جوی ماری پالم» دبیر آموزش استثنایی و «ونت ورث ارل میلر دوم» وکیل و معلم است. پدرش هنگام تولد وی از طریق بورسیه‌ی رودز، در دانشگاه آکسفورد تحصیل می‌کرد. او می‌گوید که پدرش از تبار آفریقایی ـ امریکایی، جاماییکایی، بریتانیایی، آلمانی و یهودی و مادرش از تبار روسی، فرانسوی، هلندی، سوری و لبنانی است. هنگامی که یک ساله بود، خانواده‌اش به «پارک اسلوپ، بروکلینِ نیویورک» نقل مکان کردند. بنابراین تابعیت دو گانه‌ی خود را حفظ کرد. دو خواهر به نامهای «گیلیان»‌ و «لی» دارد. در بروکلین به دبیرستان «میدوود» رفت و به عضویت گروه تولیدات سالانه‌ی موسیقی «سینگ!» درآمد که در میدوود آغاز به کارکرده بود. در مقطع کارشناسی ادبیات انگلیسی از دانشگاه «پرینستون» فارغ‌التحصیل شد و در حین تحصیل در آنجا، به عضویت گروه «پرینستون تایگر تونز» و باشگاه «کوآدرانگل» درآمد.

حرفه:

در سال ۱۹۹۵به لس‌آنجلس رفت تا حرفه‌ی هنرپیشگی را دنبال کند. او در توصیف راه پر پیچ و خمی که در مسیر ستاره شدن طی کرده، چنین می‌گوید: «راه درازی در پیش رو داشتم که با ناکامی، شکست و موانع بسیاری همراه بود؛ اما هرگز نتوانستم از آن دست بکشم. هنرپیشگی برای من به منزله‌ی هوا برای تنفس است. بنابراین کاری بود که باید انجام می‌دادم.»

ایفای نقش «دیوید» حساس و درونگرای سریال تلویزیونی «داینوتوپیا»، نخستین حضور میلر در قالب نقش اصلی به حساب می‌آید. پس ازظاهرشدن درتعدادی نقش فرعی در تلویزیون، در سال ۲۰۰۳، در فیلم «ننگ بشری» به عنوان جوانیِ شخصیت «کولمن سیلک» آنتونی هاپکینز، ایفای نقش کرد و در قالب نقش فردی که با گذشته‌ی خود در حال مبارزه است، قاطعانه به عنوان مرکز اصلی فیلم شناخته شد. میلر به صورت گسترده‌ای روی نقش کار کرد به طوری که برای به تصویر کشیدن شخصیت «سیلک» در قالب یک بوکسور علاوه بر کندوکاو شخصیت آنتونی هاپکینز، اقدام به گرفتن رژیم غذایی چهار ماهه کرد. او به طور کلی خاطرات شیرین بسیاری از این تجربیات دارد و به گفته‌ی [تونی موریسون] در رمان معشوق: «شرحیات متعلق به شارح‌اند، نه مشروح.»

ایفای نقش «گیج پترونزی» دانش‌آموزی که به هیولای دریایی تبدیل می‌شود، در سریال «بوفی، قاتلِ خون‌آشام» (۱۹۹۸) اولین حضورش در تلویزیون بود.

در سال ۲۰۰۵ برای بازی در نقش «مایکل اسکوفیلد» در سریال فرار از زندان شبکه‌ی تلویزیونی فاکس انتخاب شد. او نقش برادر مهربانی را بازی کرد که نقشه‌ی پیچیده و دقیقی را برای رهایی برادرش «لینکولن باروز» دامینیک پرسل از اعدام به جرمی که مرتکب نشده بود، طراحی می‌کند و با اجرای بی‌نظیرش جایزه‌ی بهترین بازیگر سریالهای هیجانیِ «گلدن گلاب»(۲۰۰۵) را از آن خود کرد.

میلر در دو موزیک ویدئوی ماریا کری که «برت رتنر» کارگردان اپیزود آغازین (Pilot) از سریال فرار از زندان کارگردانی آنها را به عهده داشت، در نقش مهمان حضور پیدا کرد. «رتنر» ایده‌ی استفاده از میلر در موزیک ویدئو را مطرح کرد و بعد از نشان دادن عکس او به «کری» و موافقت وی، هردو پروژه همزمان فیلمبرداری شد. بنابراین امکان حضور توأم در هر دو پروژه را به دست آورد. او در این باره می‌گوید: «ماریا چهره‌ای جهانی است. همکاری دو روزه‌ای که در این پروژه با هم داشتیم، به من فرصت بیشتری برای دیده شدن داد و از این بابت سپاسگزارم.»

میلر پس از «فرار از زندان» به عنوان بازیگر مهمان در فصل یازده سریال تلویزیونی “ Low and Order” حضور پیدا کرد.

نوشته شده در تاريخ Wed 19 Jan 2011 توسط sajad |

این گروه کار خود را از ایران شروع کرده و در ابتدا با گروهی متشکل ا زسه نفر(تامین.ای-دل واف چن) در   شهر مشهد قد علم کرده و با آهنگ مروف طوس با معرفی یاس مورد تشویق قرار گرفت وبعد از در سال 88 این گروه از هم پاشید وگروهی با نام 25باند شکل گرفت که متشکل از عادل و تامینه بود و با آهنگ زیبای وقت پرواز رسانه های ماهواره رو تحت تاثیر خود قرار داد این آهنگ که با تنظیم نیما علامه و شعر تیکتاک خلق شده بود باعث پیشرفت بسیار چشم گیر این گروه شد وبعد از آن هم آهنگ زیبای از من نگذر را منتشر کرده به امید پیشرفت بیشا پیش این زوج هنری...

 

25باند

 

دانلود تمامی عکس های 25باند

لینک: دانلود

رمز:www.sofi.sub.ir
نوشته شده در تاريخ Mon 3 Jan 2011 توسط sajad |

"گوگوش"کلمه ای است ارمنی و نام مرد است می گویند وقتی گوگوش خیلی کوچک بود یک حانواده ارمنی همسایه آنها بودند که پسری به نام گوگوش داشتند .خانم آتشین ،"گوگوش" از این نام خوشش آمد و به عنوان نام هنری خود انتخاب کرد.پدر وی هنرمند و آکروبات بود و در تماشاخانه ها به حرکات آکروباتیک می پر داخت که در آن روزگار بسیار پرطرفدار بود ومردم از برنامه های او استقبال می کردند گوگوش خردسال نیز گاهی به پدر کمک می کرد و از این رو در دو سه سالگی روی صحنه رفتن را تجربه کرد. پدر گوگوش او را به هنر موسیقی و اجرا تشویق می کرد آثار نبوغ و استعداد در همان کودکی در گوگوش هویدا بود و همه را به تحسین وا می داشت.گوگوش از دوران خردسالی در رادیو و تلویزیون هنرمندی می کرد. ترانه هایی که با صدای کودکانه و سیمای معصوم و زیبایش در برنامه های رادیو و تلویزیون می خواند بسیار دلنشین و پر طرفدار بود .زمان سپری شد و دوران نوجوانی و جوانی وی فرا رسید .او دختری زیبا و خوش اندام بود و استعداد و نبوغ او در موسیقی و هنر با سالها تمرین و تجربه عجین شد و گوگوش را به یکی از محبوبترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران تبدیل کرد و حتی این شهرت و محبوبیت از ایران نیز پا فراتر گذاشت و در سر تاسر جهان به خصوص تاجیکستان نیز کشیده شد .برخی او را "شاهماهی موسیقی ایران " نامیده اند.وی برای اولین بار با بهروز وثوقی بازیگر معروف و بار دیگر با مسعود کیمیایی کارگردان مشهور ایرانی ازدواج کرد و همچنین مادر خواننده جوان "کامبیز"است.

بیوگرافی

 

- متولد سال 1328 در تهران.

- دارای مدرك تحصیلی متوسطه

- فعالیت هنری با عملیات آكروباسی (1334)

- فعالیت هنری با خوانندگی (1338)

- شروع فعالیت در سینما با بازی در فیلم بیم و امید

- شروع مجدد خوانندگی پس از وقفه ای طولانی در سال 1379 (كانادا)


 بخشی از فیلمشناسی

بیم و امید (1339)

گدایان تهران (1345)

ستاره هفت آسمون (1347)

سه دیوانه (1347)

پنجره (1349)

احساس داغ (1350)

بی تا (1351)

ممل آمریكایی (1353)

شب غریبان (1354)

همسفر (1354)

ماه عسل (1355)

نازنین (1355)

در امتداد شب (1356)

امشب اشكی می ریزد (1357)

 بیوگرافی گوگوش به نقل از فائقه آتشین !! :

من متولد 1329/2/15 هستم. پدرم صد در صد در زندگی من تاثیر مستقیم گذاشت. او بود که تصمیم گرفت دختر سه سالشو بذاره روی صحنه و به عنوان پارتنر آکروبات بازی خودش انتخاب کنه قبل از اینکه روی صحنه منو بذاره آواز بخونم. پدرم آکروبات می کرد و از روی بند راه می رفت و بند بازی می کرد و قبل از آوازخونی از من به عنوان پارتنر استفاده می کرد. یعنی به این صورت که وقتی روی بند راه می رفت دو تا صندلی را پایه هاشو روی هم می گذاشت و من را روی صندلی دوم می نشوند و صندلی اول راروی چونه اش می گذاشت واز روی بند راه می رفت. این آکروباسی یه جا منو متوقف کرد یعنی صندلی از روی چونه اش لیز خورد و منووسط زمین و هوا از پشت سر با مو هام گرفت. ولی وقتی متوجه شد که من ترانه خواننده ها را یک بار که می خونم دفعه دوم می تونم بخونم این استعداد را در من دید که می تونم صدای خواننده ها را تقلید کنم.این ترانه را از خانم پوران که اون زمان به اسم بانو ناشناس می خوند اجرا می کردم. یک ترانه از خانم دلکش اجرامی کردم به نام رعنا جان، یک ترانه از خانم مرضیه می خوندم یکی از مصطفی پایان می خوندم...کوچکتر از اون بودم که احساس بکنم که روی صحنه دارم برنامه اجرا می کنم یا جلو جمعیت هستم. فقط پدرم گولم می زد که برات عروسک می خرم اگه بری بخونی. به همین دلیل صحنه برام وقتی بزرگتر شدم عادی شد. روی صحنه احساس می کردم تو خونمونم و جمعیت احساس امنیت به من می داد. هر چی تعداد جمعیت بیشتر می شد حس می کردم کار بهتر ی می کنم. از سنین اول دبستان که همون هفت سالگی باشه یواش یواش توام با آزار و رنج شد. چون زندگی خانوادگی و خصوصیم زندگی یک بچه با اون موقعیت نبود. نمی خوام بشکافم اون ماجرا ها رو اما به دلیل داشتن زن پدر، نداشتن فرصت کافی برای درس خوندن و اجرای مداوم برنامه فشار بهم زیاد می آورد. چون هم نان آور خونه بودم هم باید درس می خوندم هم نمی تونستم بچگی کنم. اما این فشار ها روزبه روز منو آبدیده تر می کرد. فکر می کردم روی صحنه کارمو بهتر ادامه بدم. شاید رنج اون زمانها و اذیت و آزاری که شدم میوه شو بعد ها بهم داد.آهنگ های اولیه که خودم شروع کردم به خوندن فکر می کنم مربوط به سال1345 یا 46 شاید هم 44 باشه. چون سال1344 ترانه ای از حسن شماعی زاده خوندم که هیچوقت به صورت صفحه و نوار به بازار نیومد ولی فکر می کنم توی رادیو اجرا کردم به نام شهرزاد قصه گو. اما اولین ترانه ای که رسما به نام خودم اجرا کردم و به صورت صفحه به بازار اومد ترانه قصه ی وفا بود از هنرمند قدیمی و عزیزمون پرویز مقصدی که خیلی هم با استقبال روبرو شد و اون ترانه فروش فوق العاده داشت در زمون خودش. هیچ وقت فکر نمی کردم که در دوران تین ایجری گوگوشی خواهم شد که فردا مردم ازش تصویری دارن اما اینو می دونستم که روی صحنه کارمو بلدم. این رو مطمئن بودم و نمونش رو اون موقع توی ایرونی نمی دیدم. تنها کسی را که می تونستم با خودم مقایسه بکنم با اون ذهن کودکانه ام مایکل جکسون بود که از من کوچکتر بود و اولین سفری که به آمریکا داشتم صفحاتشو تهیه کردم و جالب بود برام که بچه ای مثل خودم از کودکی کار موسیقی می کنه و کارشو بلده. اما یک دوره ای هست که فکر می کنم کارهائی که اجرا کردم کارهای بسیار زیبائی بود. آهنگسازانی که با هاشون کار کردم اولینش واروژان بود و بعد به طور قطع حسن شماعی زاده است. ترانه سراهائی هم که باشون کار کردم و ترانه هاشون واقعا زیبا و به یاد موندنی هستند : ایرج جنتی عطائی، شهیار قنبری و اردلان سرفراز. برگشتن من در سال 1979 به ایران در شرایط بسیار بسیار بدی بود. اون دوران، دوران سختی برای همه بود. چه برای کسانی که داخل ایران بودند و چه کسانی که خارج از ایران بودند. برحسب اتفاق من جزو کسانی بودم که وقتی انقلاب شد خارج از ایران بودم و بخصوص در آمریکا بودم. اون زمون یعنی سال 1979 تعداد ایرانیانی که در آمریکا بودند این قدر نبود. خیلی کم بود و من هم برای دو هفته اومده بودم و وقتی این اتفاق افتاد مجبور به موندن توی امریکا شدم. برای شش ماه، ولی تو این شش ماه این قدر سختی کشیدم که به محض این که تونستم به ایران برگشتم و وقتی به من گفتند اگر بری ایران این اتفاق و اون اتفاق میفته، دیگه برام مهم نبود. در واقع هر اتفاقی را برای خودم با آغوش باز می پذیرفتم. به این شدت حالم بد بود و حال خوشی نداشتم و وقتی هم که تصمیم گرفتم برگردم، دیگه هیچ چیزی نمی تونست رای منو عوض کنه حتی اگه اعدام می شدم...در واقع پس از این که از زندان رها شدم تحمل کردم و تا همین اواخر در ایران ممنوع الخروج بودم و دلم می خواست که با پاسپورت از ایران خارج بشم. در عین حال فکر می کردم که چه کاری دیگه برا انجام دادن دارم؟! ولی وقتی شوق مردم رو توی خیابون می دیدم از طرفی این احساس بهم دست می داد که من تصمیم شخصی نمی تونم بگیرم . وضعیت من یک وضعیت شخصی و خصوصی نیست. گوگوش متعلق به پهنه ی هنره و دنیای موسیقی و جوابگو به مردم. صداشو دوست دارن، برنامه هاشو دوست دارن. اما از طرفی هم اون دوران به من یک افسردگی داده بود(انگزایتی). این افسردگی باعث شده بود که به طور کلی از کار کردن مایوس بشم. از پرداختن به موسیقی و تمرین مایوس بشم. اصلا قدرت کار نداشتم. اما این اواخر قبل از اومدن باید انصافا بگم که مسعود کیمیائی خیلی تشویقم می کرد که کار بکنم تو خونه. اما انگیزه ی کار کردن نداشتم. چون اگه می خواستم یه ترانه بسازم، نه آهنگساز داشتم، نه تنظیم کننده نه یه شعر . گیریم که همه ی این ها پیدا می شد، اجازه ی طبع نداشتم که به من وقت استودیو بدن. در نتیجه دیگه ول کرده بودم. اما وقتی به من پیشنهاد شد که برای اجرای کنسرت به خارج از ایران بیام، در واقع بیشتر به خاطر دیدن پسرم و نوه ام این کار را قبول کردم ولی وقتی در کوران اجرای کنسرت قرار گرفتم دیگه اون سیل منو برد و تا جائی برد که الساعه در خدمت شما هستم. احساسی که اون لحظه ای که سوار هواپیما شدم و از فرودگاه مهرآباد به طرف تورونتو در پرواز بودم احساسیه که شاید نشه با کلام گفت! باور نمی کنید، اما هر لحظه فکر می کردم هواپیما را دومشو می گیرن و دوباره می شونن. یعنی مث کارتون بود برام! تا زمانی که هوا پیما از روی باند تیک آپ نکرده بود، فکر می کردم الآن می ریزن توی هواپیما. زمانی هم که راه افتاد و هنوز روی باند راه می رفت فکر می کردم الآن جلوشو می گیرن و می ایستوننش. زمانی هم که باز تو هوا و تو آسمون ایران بودیم می گفتم باز با بی سیم از برج مراقبت می گن هوپیما را برگردونین! یعنی این قدر این حس نا امنی و وحشت توی وجودم بود که همش به این فکر می کردم که نکنه جلوی پرواز منو بگیرن!

نوشته شده در تاريخ Mon 3 Jan 2011 توسط sajad |
نام : آرمین / ملقب به 2afm / متولد اردیبهشت ۱۳۶۵ / تحصیلات : فعلآ دیپلم / ساکن شهرک امید (تهران پارس) / رنگ مورد علاقه : قهوه ای سوخته و سبز ارتشی / مجرد / ۴ سالی هست که سبک رپ کار می کنه / اولین آهنگ حرفه ای خودش رو "رقص جامایکایی" می دونه / لقب 2afm رو برای این انتخاب کرده که قبلآ عضو گروهی با همین عنوان بوده که اعضای آنرا : آرمین (A) ، علی (A) ، فرهاد (F) و مهراد (M) تشکیل می دادند ...

 

نوشته شده در تاريخ Mon 3 Jan 2011 توسط sajad |

روانه امیرافشاری در 1323در تهران به دنیا آمد. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان مالک ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری روح انگیز بنان ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد .

حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خودبا نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت.

در سن 20 سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد. در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است .وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت حود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و اینکه آوازه خوان بودن دختر خود را دور از شان خانوادگی خود می بیند همه صفحات موجود در بازار تهران را خریداری کرده و در خانه خود انبار می کند و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند.

بعد یک سال در طی یک سفر اروپایی که برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود به کار خود ادامه می‌دهد(توضیح : دومین اثر مشترک حمیرا ، تجویدی و ترقی ترانه ایست به نام " سرگردان" در گوشه ی موالیان ازگوشه های مهجور دستگاه همایون . پشیمانم بعدا ساخته شد که به دلیل مدولاسیون زیبایی که از همایون به سه گاه تغییر مقام می دهد و باز میگردد باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. منبع مطالب داخل پرانتز : سخنان زنده یاد استاد تجویدی)

پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌‌کند. صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد .ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی ار بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نورسیده مراتنها نگذاری پنجره‌ای به باغ گل و ... اجرا کرده است.

وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد شد همسر سوم وی که تا جر کراوات بود بعد از انقلاب عملا بیکار شد و بیمهری وی به حمیرا روز به روز بیشتر شد. حمیرا تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان در تهران به یکی از شهرهای شمالی نقل مکان کرد ولی نتاسفانه باز از طرف عناصر تندرو مورد اذیت و آزار قرار می گرفت لذا به ناچار بی آنکه مورد حمایت همسرش باشد به تنهایی و بصورت ناشناس با گریم در قالب یک پیرزن زشت رو با دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در امریکای مرکزی رفت. وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد. به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود. شوهر وی در این میان بدون توجه به همسر و فرزندش مستقیما به امریکا مهاجرت کرد .حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میرافشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و با حمایت احمد مسعود کار هنری خود را از سر گرفت .و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت .وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند.

نوشته شده در تاريخ Mon 3 Jan 2011 توسط sajad |

نام اصلی : مهراوه
نام اصلی خانوادگی : شریفی نیا
تاریخ تولد : ٢٩/١/١٣۶٠
مدرک تحصیلی : فارغ التحصیل رشته موسیقی

آزیتا حاجیان یکی از برترین بازیگران سینما و تئاتر ایران مادر مهراوه

و پدر او محمدرضا شریفی نیا یکی از بازیگران و بازیگردانان بنام ایران است.
مهراوه شریفی نیا از سن ۸ سالگی یعنی از سال ۱۳۶۸ بازی

 را شروع کرد.در کودکی در دو فیلم بازی کرد. در مجموعه

 امام علی (ع) و در فیلم زیبای دزد عروسکها به کارگردانی

 محمدرضا هنرمند.این شروع فعالیتهای هنری مهراوه بود….

بعد از فیلم دزد عروسکها در فیلم “دایان باخ” فرهاد پوراعظم

 در سال ۱۳۷۱ به ایفای نقش پرداخت و تا ۷سال در هیچ فیلمی

 حضور پیدا نکرد….در فیلم :”زیر پوست شهر” رخشان بنی اعتماد

 نقش دوست باران کوثری را بازی کرد…همان دختر عاصی که به

خاطر آزار برادرش از خانه فرار کرد و ….شاید این اولین حضور جدی

 مهراوه به عنوان بازیگر حرفه ای به شمار رود…بعد از این فیلم

مهراوه در دو فیلم سینمایی دیگر به نامهای دختری به نام

تندر(۱۳۷۹-حمیدرضا آشتیانی پور) و به من نگاه کن(۱۳۸۱-شهرام اسدی)

 بازی کرد…اما بدون شک اوج بازی مهراوه در سریال زیبای

ساعت شنی است.بازی کاملا احساسی و به دور از کلیشه هایی

 که در بیشتر مواقع در سریالها و فیلمهای سینمایی شاهد آن هستیم…

مهراوه به جز کارهای سینمایی در سریالهای و مجموعه های

 بسیار ی هم بازی کرده.مهمترین آنها سریال به یاد ماندنی

 امام علی(ع) (۷۴/۱۳۷۰) هست. در مجموعه امام علی (ع)

 هم در نقش کودکی های قطام ظاهر شد. دیگر سریالهایی

 که مهراوه در آنها به ایفای نقش پرداخته :این قافله عمر(۱۳۷۱)،

شبحی در تاریکی(۱۳۷۵) و قصه های رودخانه سیاه(مجموعه،۱۳۷۸)

از این به بعد باید منتظر روزهای اوج مهراوه باشیم.بازی بدون

نقص و زیبای او در سریال جنجالی ساعت شنی میتواند سکوی

 پرتابی برای رسیدن به قله هنر ایران باشد

زندگی شخصی:
مهراوه شریفی نیا در ٢٩ فروردین ماه سال ۱۳۶۰ در تهران متولد شد.

 وی فرزند «آزیتا حاجیان» و «محمدرضا شیفی نیا» بازیگران سینما

 و تلویزیون و خواهر «ملیکا شریفی نیا» بازیگر می باشد.پدرش

 (محمدرضا شریفى‏نیا) و مادرش (آزیتا حاجیان) هنگام تولد او ۲۶ و ۲۴

 سال سن داشتند. نام مهراوه را پدرش براى او انتخاب کرد.مهراوه فرزند

 اول خانواده شریفی نیاست پنج ساله بود که خواهرش ملیکا (۲۱ آبان ۶۵)

 به دنیا آمدو خواهرش ملیکا ۵ سال از او کوچکتر است و اوایل سال

١٣٨۶ ازدواج کرد و این در حالی است که مهراوه هنوز مجرد است .

بازی و چهره ی او شباهتهای بسیاری به مادرش دارد.

 در دوران کودکى بسیار خوش‏اخلاق و خندان بود.

از دوازده سالگى پیانو زد. توسط پدرش به داود میرباقرى معرفى شد

 و در سریال «امام على (ع)» هم بازى کرد. رشته ریاضى فیزیک

 را براى دبیرستان انتخاب کرد یک ترم در رشته کارگردانى سینما درس خواند

 اما پس از مشورت با پدرش، از ادامه تحصیل در این رشته انصراف داد


در دوران دانشگاه، کار تدریس پیانو را هم انجام مى‏داد .

علاقه شدید

 به فوتبال و تیم پرسپولیس دارد و بارها و بارها براى تشویق

 تیم پرسپولیس به ورزشگاه آزادى رفته و آرشیو قطورى از نشریات ورزشى

 جمع‏آورى کرده است. ساکن خیابان پاسداران تهران است. در نمایش «یک زن،

یک مرد» که توسط مادرش کارگردانى و توسط پدرش تهیه شد،

با خواهرش همبازى بود. شهریور ۸۶ فارغ‏التحصیل شد.

در حال حاضر یکى از بهترین نوازنده‏هاى خانم پیانو به حساب مى‏آید.

نوشته شده در تاريخ Mon 3 Jan 2011 توسط sajad |

لیلا فروهر خواننده پاپ ایرانی است. او فرزند یکی از هنرپیشگان پیشین سینمای ایران به نام جهانگیر فروهر است. لیلا فروهر متولد 4 اسفند 1337 می‌باشد که در خانواده‌ای هنرمند از مادری هنرپیشه به نام فرنگیس فرحزادی به دنیا آمد. چندین سال بعد خواهر لیلا به دنیا آمد که فریبا نامیدندش. لیلا از 4 سالگی با بازی در سلطان قلبها در کنار زنده یاد فردین کار خود را شروع کرد. لیلا از 14 سالگی خوانندگی را به طور حرفه‌ای آموخت وخواند. وی در ابتدای حرفه‌اش قرار داشت که انقلاب شد.او چندین سال بعد از انقلاب در ایران ماند و چند تئاتر بازی کرد .خواهرش فریبا دوره دبیرستان را به پایان رساندو اول از همه به امریکا سفر کرد.

در آمریکا به لیلا پیشنهاد کنسرت شد و او هم خواند .او با مخمل ناز که اولین آلبومش در خارج از ایران بود شروع کرد.18 سال در امریکا خواند. او در 19 اوت 2004 با فردی به نام اسی (اسماعیل) ازدواج کرد. وبعد زندگی خود را از مادر و خواهر وبرادرش جدا کرد و به اورنج کانتی رفت. او تصمیم دارد بعد از عید 1385 بچه دار شود.

او هم اکنون آلبوم یک بوسه را به پایان رسانده و تا یک سال یعنی سال 1385 به دلیل بچه دار شدنش کنسرت ندارد ولی آلبوم بیرون می‌دهد
نوشته شده در تاريخ Mon 3 Jan 2011 توسط sajad |

نام: بهاره رهنما

تاريخ تولد: 1352

همسر پيمان قاسم خاني (نويسنده)


ليسانس ادبيات فارسي و حقوق قضايي از دانشگاه آزاد اسلامي.

براي اولين بار با يك فيلم اكشن - افعي - به سينما‌ آمد. سپس با همسرش در فيلم عاشقانه بازي كرد.

او در سال 1380 بازي در يك فيلم كمدي - نان و عشق و موتور هزار - را تجربه كرد كه نشان از توانايي او در زمينه فيلمهاي كمدي داشت.

اما شايد بازي در فيلم گاوخوني ساخته بهروز افخمي يكي از بهترين فرصتها براي نمايش توانايي هايش باشد.

بهاره رهنما یکی از بازیگران زن ایرانی است که در 10 آذر سال 1352 در هزاوه از توابع استان مرکزی متولد شده.وی لیسانس ادبیات نمایشی و فوق لیسانس حقوق قضایی را از دانشگاه آزاد گرفته. وی همسر پیمان قاسم خانی نویسنده سینما(فیلم‌های دختری با کفشهای کتانی،دیشب باباتو دیدم آیدا،مارمولک و... و مجموعه‌های پاورچین، شبهای برره، کمربندها را ببندیم و خانهٔ ما) همچنین دختری به نام پریا قاسم خانی دارند که تجربه حضور در تئاتر پنجره‌ها و فیلم سینمایی بانو را دارد. بهاره رهنما جاری(زن برادر شوهر) شقایق دهقان بازیگر سینما و تلویزیون می‌‌باشد. بهاره رهنما از معدود بازیگرهایی است که تحصیلات بالایی در حد دانشگاهی دارد و شاید به همین خاطر در عرصه سینما و تلویزیون کم کار است. وی در عرصه نویسندگی نیز فعالیت دارد و در نشریهٔ چهل چراغ نیز می‌‌نویسد.همچنین وی از معدود هنرمندانی است که وبلاگ می‌‌نویسد
نوشته شده در تاريخ Mon 3 Jan 2011 توسط sajad |
بیوگرافی رپر محبوب ایرانی یاس
نام کامل: یاسر بختیاری
محل تولد: تهران
تاریخ تولد: 30 خرداد 1361

یاسر بختیاری در 30 خرداد 1361 در تهران متولد شد او در سن 16 سالگی ابتدا با گوش دادن به موسیقی رپ کار خود را آغاز کرد و این زمانی بود که پدرش از سفرهای تجاری اش از آلمان برگشت و برای او آخرین سی دی توپاک و سایر موسیقی های هیپ هاپ را آورد . پس از مرگ ناگهانی پدرش ، یاس با پذیرش مسئولیت خانواده و مراقبت از آنها مواجه شد . با بدهی هایی که پدرش برجا گذاشته بود به سختی قادر بود که از عهده خانواده و مخارج زندگی بر آید . یاس در سن 18 سالگی مجبور شد تمام آرزو های دانشگاه خود را کنار بگذارد و دانشگاه را ترک کند و شروع به کار نمود تا از کل خانواده حمایت نماید . این مقارن با زمانی بود که او شروع به نوشتن شعر نمود و سپس شعرها رابه موسیقی تبدیل کرد . این اولین راهی بود که او را با ذهن و فکر پدرش نزدیک میکرد . پس از زلزله بم در ایران ، یاس از جان باختن بسیاری از مردم ایران ( تقریباً 50 هزار نفر ) در این حادثه ، به شدت ناراحت شد و او آهنگ " بم " را برای اولین بار نوشت و این آغاز حرفه خوانندگی او بود . او تشخیص داد که از طریق موسیقی رپ می تواند به مردم نزدیک شود و می تواند به سادگی و ساده تر از تمام فرم های موسیقی که فقط شامل چند دسته خواننده و شعر است تمام منظور خود را بیان کند . و فهمید که از طریق موسیقی ، قادر است به مردم الهام ببخشد و الهام بخش میلیون ها جوان ایرانی باشد ، سپس او تصمیم گرفت تا آهنگ های خود را برای دولت مطرح کند و مجوز ارائه یک آلبوم را بگیرد . او از مقامات اداری سالیان زیادی پاسخ نشنید . او تلاش زیادی کرد و بارها و بارها سبک آهنگ های او را ( رپ ) مورد استهزاء قرار دادند تا جایی که می گفتند شبیه خواندن روزنامه است . تا زمانی که با تلاش های او ، برای 6 آهنگ از 10 آهنگ او ، مجوز توسط دولت جمهوری اسلامی صادر شد ، او گفت که من در آهنگ هایم نفرین نمی کنم و راجع به ### و تخلفات چیزی نمیگویم ، من می خواهم با افتخار در جلوی خانواده ام آهنگ هایم را اجرا کنم ، آهنگ من معمولاً با گله و شکایات از جامعه آغاز میشود . اما پایان آن همیشه امید است . و اهمیت این کار ، الهام بخشیدن به نسل جدید است تا از بهترین قوه پتانسیل و نهفته ی خود بهره بگیرند . در ضمن ما به این نیاز داریم و به این ترتیب در طول مدت کوتاهی یاس توانست از خواندن در جلوی یک دسته ی کوچک از مردم برای تمام ایران بخواند . موسیقی و آهنگ های او ، هم اکنون به وسیله ی میلیونها نفر دانلود می شود و به آن گوش می دهند و در وبسایت ها و پرشین بلاگ های مختلف می توان آنها را دید . در سال 2006 ، یاس آهنگ " سی دی رو بشکن " را نوشت و این درباره یک هنرپیشه ی زن ایرانی بود که قربانی لو رفتن فیلم شخصی خود شده بود . رسوایی کار این قربانی تا جایی پیش رفت که او کار خود را از دست داد . در آواز های یاس ، افرادی مورد انتقاد قرار گرفتند که در پخش کردن رسوایی مردم دخیل بودند و از آنها خواست تا این کار شرم آور را متوقف کنند . این آهنگ ، باعث شد تا جوانان ایرانی تکانی بخورند و هزاران نفر نوشتند و اعتراف کردند که این کار ( پخش سی دی ) را کنار گذاشتند و سی دی مذکور را شکستند . این آهنگ به وسیله میلیونها نفر فقط در ایران گوش فرا داده شد و دانلود گردید . آهنگ های یاس از آب های بین المللی نیز فراتر رفته و هم اکنون صدای نسل جدید چه در ایران و چه در خارج شده است و البته اغلب به او " توپاک فارسی " لقب داده اند . آهنگ " هویت من " با افتخار میراث فارسی توسط او خوانده شد و یاد آور فیلم جنجال بر انگیز 300 بوده است . این آهنگ به نوعی سوال و جواب ملی بوده که برای نسل های جوانتر به ویژه یهودیان ایرانی که مایلند تا خود را به فرهنگ و تاریخ غنی ایران ربط دهند بوده است . موسیقی او دارای یک فرم استاندارد جدید برای رپ فارسی می باشد و الهام گرفته از بسیاری از رپرهایی است که با پیام های مثبت و پر مفهوم وارد موسیقی می شوند . او با سایر موسیقیدانان همکاری دارد و قصد او معرفی رپ فارسی به جهان است . ضمناً یاس پیام امید و وحدت خود را به همه ی دنیا فرستاده است و به وسیله رسانه های گروهی جهان از او مصاحبه به عمل آمد که شبکه CNN و BBC و نشنال جغرافیا از آن جمله هستند . او همچنین قراردادی را با شرکت نشر موسیقی آمریکا " مدیبیا " به امضا رساند . انتشارات اِور گرین ( همیشه سبز ) ( اورگرین ، خانه ی آخرین کاتالوگ توپاک شاکور است که به وسیله آن مجوزی برای آواز خانی یاس و توپاک برای نشان دادن پل فرهنگی میان آن ها صادر شد ) .
نوشته شده در تاريخ Mon 3 Jan 2011 توسط sajad |

هيفا وهبي متولد 10 مارس 1970 در جنوب لبنان مي باشد. هيفا در يك خانواده ي نسبتآ فقير و در محله هاي فقير نشين جنوب لبنان بزرگ شد. او از همان روزهاي اول پدرش را از مادرش بيشتر دوست داشت. زيبايي منحصر به فرد هيفا از دوران نوجواني رويت شد به طوري كه در سن 16 سالگي به عنوان زيبا ترين زن جنوب لبنان انتخاب شد.هيفا از همان سال ها كار خود را به عنوان مدل در كشورهاي عربي شروع كرد و زندگي بدون حاشيه اي داشت تا قبل از اينكه وارد دنياي موسيقي شود. او برخلاف بسياري از ستارگان موسيقي عرب خيلي دير وارد دنياي موسيقي شد. هيفا وهبي در سن 28 سالگي و بر حسب يك اتفاق توسط كمپاني روتانا وارد دنياي موسيقي شد.هيفا 5 سال بعد يعني در سال 2003 اولين البوم خود را با نام "هوالزمان" وارد بازار كرد. يكي از زيباترين ترانه هاي اين البوم اهنگ "ماسار" بود.پس از اين البوم هيفا مشهوريت بيشتري در جهان عرب پيدا كرد. او دو سال بعد ودر سال 2005 دومين البوم خود را با نام "بدي عيش"(اغاز زندگي) منتشر كرد. پس از اين البوم زندگي هيفا وارد مرحله ي ديگري شد. زندگي پيچيده و همراه با حاشيه ي بسيار. زندگي هيفا در طي سال هاي 2005، 2006 و 2007 فراز و نشيب زيادي داشت كه همراه با وقايع زير بود:



4_كليپ پر ماجراي Mosh Adrah Astannah كه بحث هاي زيادي در سايت هاي عربي به همراه داشت و هيفا سرانجام توانست براي ان مجوز بگيرد.

هيفا همچنين مشهوريت را بر محبوبيت ترجيح مي دهد و زندگي تجملي را انتخاب كرده است.

نوشته شده در تاريخ Mon 3 Jan 2011 توسط sajad |

تهمینه میلانی در سال ۱۳۳۹ در شهر تبریز به دنیا آمد. در دوران دبیرستان به تهران نقل مکان کرد و در دبیرستانهای شرف و مرجان به ادامه تحصیل پرداخت. سال ۱۳۵۷ در رشته برق دانشگاه تبریز قبول شد. هم‌زمان با پیروزی انقلاب و بسته شدن دانشگاه‌ها به تهران بازگشت و در رشته معماری دانشگاه علم و صنعتمسعود کیمیایی آشنا گردید و توانست نظر موافق او را در دستیاری وی در کارگاه آزاد فیلم جلب نماید. بسیار جوان بود که به عنوان اولین تجربه سینمائی به عنوان منشی صحنه فیلم خط قرمز برگزیده شد. با باز شدن دانشگاه‌ها در کنار کار در کارگاه آزاد فیلم به ادامه تحصیل پرداخت. او که به آرامی به کار در سینما آشنا می‌گردید شروع به نوشتن فیلمنامه (اگر فردا بیاید، دوستت دارم مادر، عشق و مرگ و …) و کار در دیگر فیلمها (ای ایران، جهیزیه‌ای برای رباب، دل نمک و …) کرد. مشغول به تحصیل گردید. با بسته شدن دانشگاه‌ها حضور در جلسات شعرخوانی، نمایش فیلم و از فعالیت‌هایی این قبیل را برگزید. در یکی از این جلسات بود که با

اولین فیلم او بچه‌های طلاق جایزه بهترین فیلم اول را در جشنواره فجر برد و جایزه نقدی آن به او کمک کرد که مجدداً به همراه رضا بانکی و مهدی احمدی فیلم افسانه آه را بسازد. پس از شکست تجاری این فیلم، فیلم کمدی دیگه چه خبر با بازی ماهایا پطروسیان را ساخت. فیلمی که بسیار پرفروش شد.

در سال ۱۳۷۶ و با ایجاد فضای باز سیاسی پس از انتخابات دوم خرداد ریاست جمهوری میلانی فیلم دو زن را ساخت. به خاطر ساخت این فیلم، میلانی جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر را برد و نامزد جایزه بهترین کارگردانی از همین جشنواره شد. میلانی که بارها در مصاحبه‌هایش تاکید کرده که یک فمینیست ایرانی است، پس از موفقیت فیلم «دو زن» فیلم‌های نیمه پنهان و واکنش پنجم را هر سه با بازی نیکی کریمی، ساخت. میلانی به خاطر ساخت این سه فیلم با واکنش‌های شدید اللحنی روبرو شد. در سال ۱۳۷۹ پس از به نمایش درآمدن فیلم نیمه پنهان دستگیر شد. روزنامه‌ها ۴ جرم «اقدام علیه امنیت ملی، محاربه با خدا، همکاری با گروه­های معاند و تشویش اذهان عمومی از طریق آثارهنری» را اتهامات وی اعلام کرده بودند اما خود او می‌گوید که هیچگاه تفهیم اتهام نشد. وی ۴ روز در انفرادی و ۴ روز در بند عمومی زندان اوین به سر برد و با دخترانی آشنا شد که بعدها زندگی آن‌ها را در فیلمی به نام «تسویه حساب» به تصویر کشید. میلانی پس از ۸ روز به دستور رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه‌ای و رئیس‌جمهور محمد خاتمی از زندان آزاد شد و ۵ سال بعد تبرئه شد.[۱]

پس از فیلم‌های سه‌گانه میلانی با بازی نیکی کریمی، فیلم زن زیادی با بازی مریلا زارعی در سال ۱۳۸۳ به نمایش درآمد. این فیلم هم در ادامه حال و هوای فیلم‌های اخیر میلانی بود با واکنش سرد منتقدان مواجه شد اما به فروش خوبی دست پیدا کرد. در سال ۱۳۸۴ بر اساس کتاب «شفای کودک درون» اثر لوچیا کاپاکیونهآتش بس با بازی مهناز افشار و محمدرضا گلزار را ساخت. این فیلم که به بخش مسابقه سینمای ایران در جشنواره فیلم فجر راه نیافت، در سال ۱۳۸۵ اکران شد و رکورد فروش صد میلیون تومان در هفته اول را به جای گذاشت. پس از ساخت و اکران فیلم «آتش بس»، لوچیا کاپاکیونه، نویسنده کتاب «شفای کودک درون» با ارسال نامه‌ای به میلانی از او تشکر و قدردانی کرد. فیلم

در ماه اسفند سال ۱۳۸۵ خورشیدی حضور تهمینه میلانی و گروهش در بنای باستانی تخت جمشید حادثه آفرید. استفاده گروه میلانی از نوعی ماده دودزا باعث شد تا لکه‌های سیاه‌رنگی بر روی کاخ تچر ایجاد شود. تهمینه میلانی به تذکرات مسوولان تخت جمشید و نیز کودکانی که قرار بود در فیلم وی بازی کنند توجه نکرد و برخورد نامناسبی نشان داد. این رفتار میلانی اعتراضاتی برانگیخت.

در روز شنبه 9 مردادماه 89 (31 جولای 2010) در سالن گیبسون آمفی‌تئاتر شهر لس‌آنجلس، از بهروز وثوقی بازیگر مشهور سینمای پیش از انقلاب ایران تجلیل شد که عکس حضور تهمینه میلانی روی فرش قرمز این مراسم منتشر شده‌ا ست. [۲]

نوشته شده در تاريخ Mon 3 Jan 2011 توسط sajad |

در 21 سالگي، سيمرغ بلورين جشنواره فجر را از آن خود كرده است. وي در 25 مهرماه سال 1364 در تهران به دنيا آمد. ديپلم خود را در رشته هنر گرفت. پدرش (جهانگير كوثري) كارشناس به نام فوتبال و تهيه‌كننده سينماست و مادرش را هم كه ديگر همه علاقه‌مندان به سينما مي‌‌شناسند، (رخشان بني‌اعتماد...)
    باران مي‌‌گويد: اولين سكانسي كه بازي كردم در سال 69 بود. كاري از داريوش فرهنگ، با بازي در فيلم سينمايي (بهترين باباي دنيا)، در آن زمان پنج ساله بودم...  


    يك سال بعد در فيلم (نرگس) كاري از مادرش ايفاي نقش كرد، او در سال 82 ديپلم گرفت و سپس مدرك ديپلم نمايش از هنرستان سوره را هم اخذ كرد. او تا سال 81 بيشتر در فيلم‌هاي مادرش بازي كرد. سال 73 در فيلم روسري آبي، 76 در بانوي ارديبهشت، در سال 78 زيرپوست شهر، در سال 80 روزگار ما و در سال 81 در فيلمي از اصغر فرهادي بازي كرد كه (رقص در غبار) نام آن فيلم بود و... سپس در سال 82 مقابل دوربين (سيروس الوند) ظاهر شد، در فيلمي به نام (برگ برنده...) اما بيشتر زماني چهره شد كه در فيلم جديد (محمدحسين لطيفي) ايفاي نقش كرد، فيلم خوابگاه دختران كه در ژانر ترس بود.
 

     همچنين در سال 84، بازي در فيلم ابوالحسن داودي با نام (تقاطع) را ايفا كرد... در ماه مبارك رمضان امسال نيز اولين كار تلويزيوني خود را بازي كرد. مجموعه‌اي به كارگرداني محمدحسين لطيفي، به نام (صاحبدلان.) پس از بازي در اين مجموعه به آبادان رفت و در فيلمي از همين كارگردان به نام (روز سوم) بازي كرد. فيلمي كه او را كانديد دريافت جايزه فجر كرد، اما باران سينماي ايران به جز اين فيلم، در فيلم مادرش (خون‌بازي) هم كانديد گشت و همين فيلم باعث شد، او در 21 سالگي جايزه سيمرغ بلورين را به دست آورد. البته قبل از باران، ترانه عليدوستي بود كه در 17 سالگي توانست به خاطر بازي در فيلم (من ترانه 15 سال دارم)، اين جايزه را از آن خود كند.باران مي‌‌گويد: هميشه يك قضاوت درباره من است كه صحيح نيست، همه فكر مي‌‌كنند با وجود پدر و مادرم من بايد خيلي زود مي‌‌درخشيدم و توي هم نسل‌هايم، تنها كسي بودم كه پله‌پله بالا رفتم و هيچ اتفاق خاصي برايم نيفتاد. مهم نيست، من به اين گفته‌ها توجه نمي‌‌كنم، اما من هيچ‌گاه دنبال اين نبودم كه ديده بشوم، مي‌‌خواستم حرفه‌اي باشم و حرفه‌اي بودن به نظر من يعني اين‌كه عضو يك مجموعه باشي. باران اعتقادي به سوپراستار شدن ندارد:
     نمي‌‌خواهم شعار بدهم اما به‌واقع دلم نمي‌‌خواهد، چون سينما براي من هدف نيست، بلكه وسيله است. پدرش مي‌‌گويد: باران دختري مسئوليت‌پذير است، شايد اين را از خلق و خوي ما به ارث برده، همچنين اعتماد به نفس عجيبي دارد. باران كوثري مي‌‌گويد: يك بازيگر خوب، بازيگري است كه هرگاه مقابل دوربين ظاهر شود، فكر كند اولين سكانس تصويربرداري‌اش است و دست و پايش بلرزد و مهم اين كه در واقع بازي كند. چرا كه مردم اين را مي‌‌خواهند، حتي اگر چهره نباشي و پارتي هم نداشته باشي.چندي پيش كه با باران صحبت مي‌‌كرديم، به ما گفته بود (پدر و مادرم نقش مهمي در ورود من به سينما داشتند، اما باران اگر لياقت داشته باشد، مي‌‌ماند، اگر پتانسيل داشته باشد، بيننده را جذب مي‌‌كند و... ) و درست هم گفت، باران لياقت داشت كه كانديداي بازي در دو فيلم شد و از يكي از آنها سيمرغ دهه فجر را كسب كرد.
    باران در رابطه با خصوصيت يك دوست خوب مي‌‌گويد (دوستي خوب است كه معرفت داشته باشد.) او اهل ورزش هم است، تنيس، اما دو سال است كه ورزش نمي‌‌كند. باران دختر سينماي ايران، در حال حاضر به همراه مادرش در آمريكا به سر مي‌‌برد، او مي‌‌گويد (پدر و مادرم بهترين دوستان من هستند.)باران در مورد فيلم (خون‌بازي) به كارگرداني مادرش مي‌‌گويد: در اين فيلم به معناي واقعي كلمه، صادقانه بازي كردم، در مورد اين فيلم و زندگي معتادها كتاب خيلي خواندم، با معتادها در ارتباط بودم، كساني كه ترك كردند يا پزشكان متخصص... حتي در جلسات ترك اعتياد هم شركت كردم، پزشكان به من كمك كردند، چون خود افراد معتاد نمي‌‌توانستند، زياد حالاتشان را به من بگويند.
     همچنين از مشاوران پزشكي هم زياد كمك گرفتم، من در اين فيلم به معناي كامل، كلمه (ترس) را متوجه شدم. در مدت تحقيق و بازي ديدم كه آدم‌ها چقدر راحت اين اتفاق برايشان مي‌‌افتد كه تنها يك لحظه است. در واقع اعتياد ،آدم را تبديل به يك حيوان مي‌‌كند.
    جايزه باران كوثري، (يك سمند) بود و البته پس از دريافت سيمرغ دستمزدش هم بالا رفته است.بد نيست خاطره‌اي از دوران كودكي باران كوثري از زبان پدرش بشنويم. جهانگير كوثري فوتباليست سال‌هاي دور استقلال مي‌‌گويد: باران از كودكي استعداد خوبي داشت، يادم مي‌‌آيد سر صحنه فيلم (بهترين باباي دنيا)، ساخته داريوش فرهنگ، صدابرداري سرصحنه انجام مي‌‌گرفت؛ از طرفي باران كه در آن زمان پنج سال بيشتر نداشت، بايد ديالوگ‌هاي زيادي را مي‌‌گفت و از طرفي هم سواد خواندن و نوشتن نداشت. از اين‌رو همه عوامل فكر مي‌‌كردند كه كاري بس مشكل در انتظار آنان است. آتيلا پسياني كه آن زمان دستيار كارگردان اين فيلم بود، در اولين لوكيشن، يك‌بار ديالوگ‌ها را براي باران مي‌‌خواند، به بار دوم نمي‌‌كشيد كه دخترم، ديالوگ‌ها را به خوبي حفظ مي‌‌كرد كه اين حركت باعث تعجب همه شد، اين خاطره‌اي جالب از باران بود كه در ذهن من و مادرش مانده است...جهانگير كوثري در ادامه مي‌‌گويد: باران در ايران نيست، اما دلش اين‌جاست؛ از طرف باران، سال جديد شمسي را به همه ايرانيان تبريك مي‌‌گويم و اميدوارم به آرزوهايشان در سال جديد برسند

نوشته شده در تاريخ Mon 3 Jan 2011 توسط sajad |

زاده سال ۱۳۵۰ در تهران است. او از دوران دبستان بازی در گروه‌های کوچک تئاتری را آغاز کرد. نخستین نقش سینمایی‌اش را در سال ۱۳۶۸ در فیلم «وسوسه» به کارگردانی جمشید حیدری به دست آورد. اما نخستین حضور جدی‌اش را می‌توان در فیلم «عروس» به کارگردانی بهروز افخمی در سال ۱۳۶۹ دانست. او و ابوالفضل پورعرب را اولین ستارگان سینمای ایران پس از انقلاب می‌دانند.

‍پس از آن، کریمی در دو فیلم مهم از داریوش مهرجویی به نام‌های «سارا» و «پری» بازی کرد. در سال ۱۳۷۱ بازی‌ در فیلم «سارا» (اقتباسی از «خانه عروسک» اثر هنریک ایبسن) توانست برایش جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره‌های سن سباستین و نانت را به ارمغان بیاورد.

در همان سال برای تحصیل در رشته طراحی لباس به آمریکا رفت و تا زمان بازی در فیلم «پری» اثر داریوش مهرجویی به ایران بازنگشت. بازی‌اش در این فیلم که اقتباسی از کتاب «فرنی و زویی» اثر سلینجر بود مورد توجه قرار گرفت و برای بار سوم در جشنواره فیلم فجر نامزد سیمرغ بلورین شد.

پس از بازی در چند فیلم از کارگردانانی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، بهروز افخمی و داریوش فرهنگ در سال ۱۳۷۷ در فیلم «دو زن»به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد. او با بازی در این فیلم، به بازیگر ثابت چند فیلم بعدی تهمینه میلانی تبدیل شد و این همکاری تا فیلم «واکنش پنجم» ادامه یافت. کریمی برای پنجمین بار برای فیلم «دو زن» نامزد دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد و جایزه بهترین بازیگر زن را به خاطر بازی در همین فیلم از جشنواره تائورمینا ایتالیا گرفت.

پس از اینکه دستیاری عباس کیارستمی‌را در فیلم «A.B.C. Africa» به عهده گرفت، در سال ۱۳۸۰ فیلم کوتاه مستندی با مضمون نازایی با عنوان «داشتن یا نداشتن» ساخت که برنده جایزه باران شد. در سال ۱۳۸۱ در دو فیلم ««دیوانه‌ای از قفس پرید» به کارگردانی احمدرضا معتمدی و «واکنش پنجم» به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد که به خاطر بازی در این دو فیلم جایزه سیمرغ بلورین جشنواره فجر را گرفت.

او برای اولین بار در فیلم «باج خور» اثر «فرزاد مؤتمن» در یک نقش خاکستری بازی کرد.

در سال ۱۳۸۳ اولین فیلم بلندش به نام «یک شب» را کارگردانی کرد.

این فیلم به خاطر شرایط ممیزی در ایران اکران نشد ولی در جشنواره‌های معتبر خارجی درخشید از جمله در جشنواره فیلم کن مورد توجه قرار گرفت.

کریمی فیلم بعدی خود به نام چند روز بعد را در شرایطی ساخت که هنوز تکلیف اکران یک شب در هاله‌ای از ابهام قرار داشت او در فیلم دوم خود بازی هم کرد و فیلمی قابل قبول و تحسین شده کارگردانی کرد ولی باز این فیلم هم به خاطر مسائل ممیزی در ایران هنوز اکران نشده است .

نیکی کریمی در تله تئاتر خرده جنایت‌های زن و شوهری برای اولین بار در یک کار تلویزیونی حاضر شد و فیلم دو خواهر را نیز بازی کرد احتمال ساخت سومین فیلم خودش با عنوان روایت در سال ۸۷ زیاد است.


نوشته شده در تاريخ Sun 2 Jan 2011 توسط sajad |

محمد رضا گلزار
متولد 1354
تحصيلات : مهندسی مکانيک
بازيگر آهنگساز نوازنده فتومدل
محمد رضا گلزار فعاليت هنري خود را از سال 1376 به عنوان گيتاريست آغاز کرده و سينما را در سال 1379 با بازي در فيلم سام و نرگس تجربه کرد.
وي با توجه به علاقه زياد به دنياي مد و مدلينگ توانست در سال 80 به عنوان اولين فتو مدل مرد در طول 27 سال گذشته ظاهر شود و گامي موثر در اين زمينه برداشته و فصلي نو را در صنعت تبليغات ايران رقم بزند.
گلزار در کارنامه هنري خود بازي در فيلم هاي مختلفي را داشته و تا به امروز او رکورد دار بازي در پرفروش ترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران است .
محمد رضا بازيگري و مدلينگ را در اولويت اصلي فعاليتهاي خود قرار داده و در حال حاضر به عنوان يکي از شناخته شده ترين چهرهاي سينماي ايران مشغول به کار است .
او به همراه خانواده اش ساکن انديشه ششم محله  انديشه است فرزند سوم خانواده است.محمدرضا گلزار عاشق ماشين BMW است . او عاشق بيليارد است و هيچ کسی در بيليارد رقيب او نتوانسته بشود يکی از هنرمندانی که اقای گلزار با او احساس راحتی می کنند و در مسافرتهای مشترک هميشه هم اتاقی با او هستند بهزاد محمدی است گيتار را بدون استاد ياد گرفته و چند شاگرد خصوصي هم دارد.نه استقلاليه ونه پرسپوليسي !!!! نه خونه اي در فرشته داره !!!!ونه به طور مجردي زندگي مي کنه. الان هم ساکن منطقه سهره وردي است ودر کنار خانواده گرم وصميمي اش زندگي مي کنه. از مطبو عات فراري است و گريزون از حاشيه به طوري که حتي در مجلس تولد خواهر زاده اش شرکت نکرد تا مبادا حرف و حديثي در موردش به وجود بياد. به صداي کويتي پور علاقه بسيار بسيار داره در بين فيلم هايش بوتيک را خيلي دوست داره چرا که به گفته خودش ،جهانگير همون محمد رضا گلزاره!!!يکی از خبر های اين چند روز برگزيده شدن محمد رضا گلزار به عنوان مشاور هنری سازمان بهزيستی تهران است.

نوشته شده در تاريخ Wed 29 Dec 2010 توسط sajad |

hedye-tehrani-8-2-87-b-6.jpg


هدیه تهرانی در دوم ابان ۱۳۵۱ در تهران متولد شد.هدیه از همان دوران کودکی رابطه صمیمانه ای با مادر خود داشته است.هدیه چند بار خودش گفته است که دوران نوجوانی و جوانی اش را مستقل زندگی می کرده است و خانه اش در شهرک اکباتان بوده.در دوران تحصیل شاگرد ممتازی نبوده و دیپلم تجربی دارد.البته او بسیار باهوش و زرنگ است و بدون اینکه درس بخونه می رفته امتحان می داده قبولم می شده.از ابتدای نوجوانی شخصیت مستقلی داشته و خیلی شبیه کاراکتر های توی فیلم هاش بوده.بلافاصله بعد از گرفتن دیپلم با اصرار فراوان وارد بازار کار میشه.اولین شغل او کار در کارگاه  طلا سازی داییش بوده.بعد از طلا سازی مدتی مربی شنا بوده.بعد دنبال دغدغه و علاقه همیشگی اش طراحی دکوراسیون و مبلمان رفت و بعد هم به سراغ موسیقی.او هنوز هم علاقه اش به ورزش  و موسیقی کم نشده و در مسابقات تنیس تهران خیلی ها با دیدنش تعجب کردن !

درست مثل اغلب کنسرت ها که تهرانی مشتری دائمی انواع انهاست. هدیه تهرانی یكی از معدود ستارگان واقعی تاریخ سینمای ایران است . از آن معدود نام هایی كه طی ۱۰ سال گذشته اسمش به روی پوسترهای سینما، فروش فیلم را تا حد زیادی تضمین می كند. طی ۱۰ سال گذشته فیلم های بسیاری از او در فهرست پرفروش های سال قرار گرفته اند. زندگی سینمایی او علی رغم تمام شایعات و جنجال ها، همچنان با قدرت تمام ادامه دارد. در فهرست فیلم های او، می توان علاقه یك بازیگر محبوب را به قبولاندن تصویر متفاوتی از خود به عنوان بازیگری قدرتمند پیدا كرد. او در حداقل دو فیلم شوكران و چهارشنبه سوری نشان داده كه از توانایی های ویژه یی به عنوان یك بازیگر سینما برخوردار است و كار خود را كاملا جدی می گیرد. خودش اذعان دارد در بدو ورودش به سینما اینگونه نبود و سینما برایش یك وجه تفنن بیشتر نبود.او را محمدرضا شریفی نیا كشف كرد و به هدایت فیلم معرفی كرد. برای ایفای نقش در فیلم روز واقعه . در تست های بازیگری قبول نشد و نقش به لادن مستوفی رسید. دو سال بعد، كیانوش عیاری از روی عكسش ، او را برای بازی در فیلم بودن یا نبودن انتخاب كرد، اما طولانی شدن روند تولید فیلم ، موجب شد تا تهرانی جذب پروژه سلطان شود. (نقش بودن یا نبودن عاقب به عسل بدیعی رسید).

كیمیایی شخصا برای مذاكره با این چهره عازم مذاكره با او شد و بلافاصله او را تایید كرد. اینگونه بود كه هدیه تهرانی در ۲۴ سالگی بالاخره وارد عرصه سینما شد.

حالا ۱۰ سال گذشته است و تهرانی علاوه بر تثبیت خود به عنوان یك كاراكتر ثابت با ویژگی هایی مثل خونسردی ، نفوذناپذیری و نگاه از بالا به مردان ، توانسته تجربیات متفاوتی را نیز در نقش زنان* زخم خورده و شكست خورده از سر بگذراند.

حالا او می تواند با غرور به كارنامه سینمایی اش نگاه كند.تهرانی در ادامه* تجربیات ویژه اش ، حالا حضور در آخری فیلم بهمن قبادی را نیز از سر گذرانده و او پروژه ایرج كریمی و منیژه حكمت را هم در دستور كار دارد.

آن دختر ۲۴ ساله فیلم سلطان ، اكنون زنی است در اوج محبوبیت كه در میان منتقدان و اهالی سینما نیز از محبوبیت شگرفی برخوردار است . دو سیمرغ بلورین (برای قرمز و چهارشنبه سوری) و یك تندیس خانه سینما ، نشانه هایی از كمال یك بازیگر هستند.

نوشته شده در تاريخ Tue 28 Dec 2010 توسط sajad |
نام و نام خانوادگی: علی صادقی
 تاریخ تولد: 14 آذر 1359
 محل تولد: بیمارستان طرفه تهران
 مدرک تحصیلی: فوق دیپلم کامپیوتر
 ساکن: خیابان شریعتی تهران
 ................
 علی صادقی متولد 14 آذر 59 است و در بیمارستان طرفه تهران متولد شده است. پدرش تراشکار و مادرش خانه دار است یک خواهر کوچکتر و یک برادر بزرگتر از خودش دارد.
 بیوگرافی هنری وی شامل اثار زیر می باشد:
 آفتاب عالم تاب، فرزندان ایران، تابستانه پاییزه زمستانه، دردسر والدین، پشت کنکوری ها، کوچه اقاقیا، هوو، خانه به دوش، ترش و شیرین، تیغ زن، ...
 با مجموعه آفتاب عالم تاب ساخته امیر سماواتی و مازیار حبیبی نیا وارد عرصه ی سینما شد.
 اصلاً اهل فوتبال نیست و بین سازها به گیتار برقی بیشتر علاقه دارد.
 خود او کار کوچه ی اقاقیااش را بیشتر از بقیه دوست دارد.
 بزرگترین آرزوی وی این است که آخر و عاقبتش به خیر باشد.
 ایده ی وی در زندگی این است که یک مزرعه داشته باشد در استرالیا با گاو :)))
 خوبی اخلاق وی این است که دروغ در کارش نیست. بدی اخلاقش هم اینه که خیلی رک است.
 در زندگی بیشتر ازموسیقی گوش دادن لذت می برد.
 کارتون مورد علاقه علی صادقی در دوران کودکی یه کارتون عروسکی به نام ارگ و جیرجیر. بن و سباستین، گامبا (یه موش بود که خونه شود گم کرده بود) یونیکو اسب شاخداراست.
 ................
 فیلم‌شناسی:
 * پیک نیک در جنگ (سیدرحیم حسینی، 1383)
 * هشت پا (علیرضا داودنژاد، 1383)
 * هوو (علیرضا داودنژاد، 1384)
 * اگه میتونی منو بگیر (شاهد احمدلو، 1385)
 * تیغ زن (علیرضا داودنژاد، 1385)
 * حركت اول
 *چپ دست (۱۳۸۴)
 *پیک نیک در میدان جنگ (۱۳۸۳)
 *آقا (۱۳۸۲)
 *روایت سه گانه (اپیزود دوم، شوخی‌های خدا) (۱۳۸۲)
 
 مجموعه های تلویزیونی:
 * آفتاب عالم تاب
 * کوچه اقاقیا (رضا عطاران)
 * پشت کنکوری ها (پریسا بخت آور)
 * خانه به دوش (رضا عطاران)
 * متهم گریخت (رضا عطاران)
 *3 در 4 ( مجيد صالحي )
ا
 
نوشته شده در تاريخ Sun 19 Dec 2010 توسط sajad |
همونطور که میدونید باران کوثری بهترین بازیگر زن شدولی به نظر من لیاقته بهنوش بود خب

 اینجا بیوگرافی عشق خودم بهنوش بختاری رو میزارم من خیلی دوسش دارم
بهنوش بختياري بازيگري كه در اكثر ساخته‌هاي مهران مديري حضور داشته و با نقش‌هاي متفاوت بر محبوبيت خود در بين سريال‌هاي تلويزيون افزوده است.

 



بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است. یعنی ۳۲ سالش هست
پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگ‌تر از خود دارد كه هر سه متاهلند.
در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اين‌كه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون مي‌رود.

با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبان‌هاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند.

با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعه‌هاي وكيل محله، خانه قديمي، سايه‌ها و معجزه وكيل هم بازي كرد.
قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت مي‌كرد كه اين كار او را بسيار مسئوليت‌پذير و منظم بار آورد كه پايه‌گذار موفقيت‌هاي او در بازيگري بود.
سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد.
به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار مي‌كند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.



در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت.
علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبال‌هاي ملي رادنبال مي‌كند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي مي‌پردازد.
علاقه‌اي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس مي‌كند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
عاشق خطاطي است و خيلي دلش مي‌خواهد اين هنر را به صورت حرفه‌اي دنبال كند.
با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانه‌داري و آشپزي نمي‌رسد اما بسيار منظم و خوش‌سليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست.
عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نمي‌كند.
علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندني‌ترين نقطه‌اي بود كه به مسافرت رفته است.
عاشق ماشین ماکسیما هستش واز رنو بدش میاد
علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه مي‌پردازد. او عاشق مطالعه كتاب‌هاي روان‌شناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچه‌ها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوست‌داشتني بوده.

بهنوش یختیاری تا به حال۳ سفر به خارج از کشور داشته اسن دبی ـ سوئد ـاون یکی رو هم مریم خانم گفتند انگلیس ولی نمیدونم
به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد.و از اهنگهای رپ ومتال نیز بسایر متفر است وصدایه خوانندگان ایرانی رو به خوانندگان عربی وخارجی ترجیح میدهد
در صورتي كه وقت كند به سينما مي‌رود. او سعي مي‌كند همه فيلم‌هاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده «وقتي همه خواب بودن» است.
علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
از خواندن شعر لذت مي‌برد، اما اصلا نمي‌تواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد.


آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقه‌اي «يك روزي زنجيرش رو پاره مي‌كنم» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.
به بازي خانم‌ها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقش‌هايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نمي‌گيرد و اهل بدگويي نيست.
براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان مي‌كند.

او در مورد شایعاتی که در اینترنت و... درباره داشتن روابطی با فراد دیگر ویا منتشر شدن عکسهای او اعلام کرد که همچین چیزایی همش دروغ بزرگ هست و اصلآ باور نکنید طرفدارای واقعی من مرا خوب میشناسسند منو میگه ها

اینم یه وال خوشگل از بهنوش

نوشته شده در تاريخ Sun 19 Dec 2010 توسط sajad |
نام کامل:نانسی نبيل عجرم

شهرت:نانسی عجرم

محل تولد:الشرفيه/لبنان

تاريخ تولد:may 16th 1983

ايميل آدرس:info@nancyajramonline.com

وب سايت رسمی:www.nancyajramonline.com

شماره تلفن منشی:----------------------

هيچکسی نيست که بگه من از نانسی بدم مياد!اگه هم دوسش نداشته باشه بدشم نمياد!

نانسی از سن ۱۲ سالگی کار خود را با پخش آهنگ هاش از کانال نجوم المشتکبل به کمک مادر بزرگ خود که اوديت عجرم نام دارد و خود از خوانندگان پيشکسوت هستش شروع کرد!

اولين آلبوم نانسی به نام محتجالک  در سال ۱۹۹۸بيرون آمد که حاصل کار او تا به حال ۴ آلبوم هست:

محتجالک

شل عيونک عنی

۲۰۰۲يا سلام

۲۰۰۴آه و نص

همينطور ويديو های نانسی به ترتيب زيرند:

محتجالک

شل عيونک عنی

اخاصمک آه ۲۰۰۲

يا سلام ۲۰۰۲  (برنده بهترين کليب در سال ۲۰۰۳)

يای سحر عيونو ۲۰۰۳

آه ونص ۲۰۰۴

لون عيونک ۲۰۰۴

قول تانی کده ۲۰۰۵ (همراه کمپانی کوکاکولا)

انت ايه ۲۰۰۵

نانسی دارای يک برادر و يک خواهر به نام نادين هستش که به گفته خودش بهترين دوست اوست!برای علاقه مندان به نانسی بايد بگم که قد نانسی ۱۶۸ cm  و وزن او ۵۰ kg هست.نام پدر نانسی نبيل عجرم و نام مادرش ريواندا عجرم نام دارد.

نانسی ساکن شهر شيلانه در لبنان هست.

نانسی عاشق شکلات و شيرينی و کارتون تام و جری هست!و همانطور که ميدونيد نانسی با کمپانی کوکاکولا همکاری دارد.

و بالاخره بخاطر اين همه محاسن خوبی که نانسی داره به اون لغب سيندرلا را داده اند.

و آخرين خبر از نانسی اينکه نانسی اينروزها حسابی مشغول هست!چون در حال بازی در يک فيلم هست به نام احبک آه .و اينکه در حال تدارک آلبوم جديدش هست به اسم لون سمحک.و بازم اينکه قرار داد جديدی با يک شرکت شامپو بسته که کار تبليغات اين شرکت را به عهده دارد.

این هم چند عکس ازنانسی

نوشته شده در تاريخ Sun 19 Dec 2010 توسط sajad |
نام: شکیرا ایزابل مـبارک ریپل
تولد :دوم فبریه 1977
محل تولد : کلمبیا
شکیرا نامی است عربی و به معنی زنی سرشار از زیباییها است.
مادر او اهل کلمبیا و جواهر ساز است و پدرش اهل لیبانس و نویسنده.
شکیرا در بین هشت خواهر و برادرش از همه کوچکتر است .
اصلیت عربی باعث علاقه او به شعرهای عربی و انس گرفتن و خواندن به این سبک شد و این خود دلیلی بود که او به سرعت پله های ترقی را طی کند .
او خوانندگی را ازسن هشت سالگی شروع کرد و در سیزده سالگی با شرکت سونی در کلمبیا قرار دادی بست.
او نام یک آلبوم خود را در سال 2002 « سرویس رختشویی » گذاشت چون او وقتی عاشق است احساس زیبایی، تمیزی و نو بودن می کند.
شکیرا از جواهرات متنفر است و از نظر او بدترین اشتباهی که یک زن می تواند بکند این است که به داخل آشپزخانه برود چون دیگر از آنجا نمی تواند خارج بشود.
خبر می رسید که او در مارچ 2001 با پسر رییس جمهور آرژانتین نامزد شده است.
نوشته شده در تاريخ Sun 19 Dec 2010 توسط sajad |

نام كامل: JESSICA MARIE ALBA
نام مستعار:SKY ANGEL
تاريخ تولد: 29 آپريل 1981.
محل تولد: كاليفرنياي امريكا.
شغل: بازيگر.
علت شهرت: ايفاي نقش در سريال DARK ANGEL.
قد: 170 سانتي متر.
نام پدر:MARK ALBA---شغل: ارتشي---مكزيكي تبار.
نام مادر:CATHY ALBA---خانه دار----فرانسوي تبار.
برادر:JOSHUA
دوست پسر:MICHAEL WEATHERLY----در سـال 2001
آشنا شده و در سال 2003 از يكديگر جدا شدند.
تحصيلات:داراي ديپلم متوسطه از دبيرستان كلارمونت.

 

 جسيكا آلبا را مي توان از موفق ترين بازيگران سال 2005 دانست زيرا در هيچ يك از رده بنديهاي سالهاي قبل جايي نداشت ولي در سال 2005 با بازي در فيلمهاي  سين سيتي و چهار شگفت انگيز و زيرآب توانست خود را مطرح و محبوب سازد.


نوشته شده در تاريخ Sun 19 Dec 2010 توسط sajad |
هیچگاه از حد یک بازیگر خوش چهره صعود نکرد و گزاف نیست اگر او را بد شانس ترین چهره سینمایی دانست که با داشتن خصوصیات ویژه ای می توانست را ه خود را باز کند او و رادان اولین حضور رسمی خود را در شور عشق نشان دادند و حالا رادان به یک ستاره بدل شده اما مهناز افشار با موفقیت مسیری طولانی فاصله دارد و اگر بپذیریم که او حتی زودتر از رادان دوربین سینما را شناخته و تجربه کرده بود پس باید گفت یک جای کار در برنامه حرفه ای او می لنگد.

افشار که تا مقطع دیپلم در رشته تجربی تحصیل کرده است متولد 1356 می باشد و مدتها به خاطر شباهت و به خواننده و بازیگر پیش از انقلاب یعنی فایقه آتشین در بورس جنحالهای مطبوعات شایع پرداز قرار داشت.

مهناز بازی را با مجموعه عشق گمشده در سال 1376 آغاز کرد و پس از آن در دوستان به کارگردانی علی شاه حاتمی در سال 77 به سینما راه یافت . فیلم شکست می خورد اما لااقل او را برای اندک زمانی می شناسند.سپس با محسن محسنی نسب درام ورزشی شیرهای جوان را در کنار جعفر دهقان و در سال 78 به سرانجام می رساند که با استقبال قابل قبولی روبرو می شود . اما هنوز برای عرض اندام فرصت دست نداده بود . تا اینکه دار سال 80 از راه می رسد و نادر مقدس از او برای در نقش مقابل بهرام رادان دعوت به عمل می آورد .

شور عشق ساخته می شود و ناگهان هر دو چهره اصلی فیلم به شهرتی باور نکردنی دست پیدا می کنند . سال بعد از آن در خاکستری به کارگردانی مهرداد میر فلاح بازی می کند که به خاطر موضوعش توقیف می شود . توقیف فیلم جنجالهای مطبوعاتی و حواشی غیر قابل کنترل پیرامون افشار او را به سکوت می کشاند و سر انجام در سال 80 با نگین در یک نقش نامتعارف و باز هم جنجالی باز می گردد دختری در قفس در سال در سال 81 هیچگونه موفقیتی را با او همراه نمی کند.اما سال 82 شانس یک باره در خانه افشار می زند سه فیلم زهر عسل ،کما و سیزده گربه روی شیروانی با فروش بالایی روبرو می شوند . افشار یک پله بالاتر می آید ضمن آنکه اکران تقریبا همزمان سه فیلم از او نام و چهره اش را بیشتر در ذهن ماندگار می کند.

زهر عسل در کنار شهاب حسینی و گلزار جای چندان کاری نداشت در واقع ساخته ابراهیم شیبانی به غیر از گلزار و البته حضور کوتاه اما جذاب حسینی هیچ نکته مثبتی در خود نداشت و نمی توان فیلم را متعلق به افشار دانست که یک اثر کاملا مردانه بود .کما به همین طریق باحضور امین حیایی و گلزار یک اثر کاملا مردانه به حساب می آمد . اما 13گربه روی شیروانی با وجود داشتن فضایی فانتزی و تاکنون تجربه نشده و داشتن چهره های مطرحی چون گلزار و شریفی نیا و نواب صفوی او را در سطح خوبی شناور نگه می دارد. سال 83 در فیلم آکواریوم نیز در کنار امین حیایی و سالاد فصل در کنار شریفی نیا و شکیبا ظاهر می شود . او در سالاد فصل همبازی قدرتمند و قوی چو ن لیلا حاتمی را در کنار داشت . امسال او نیز تنها به بازی در کارگران مشغول به کارند به کارگردانی مانی حقیقی پاسخ مثبت داده است.

ابتدا با سریال تلویزیونی «گمشده» وارد عرصه بازیگری شد و سپس خیلی زود به عرصه سینما پا گذاشت، فیلم «شور عشق» او و بازی در کنار «بهرام رادان» او را به شهرت رساند و سپس خاکستری، کما، زهر عسل، آکواریوم و همچنین فیلم زیبای آتش‌بس ساخته تهمینه میلانی را از او دیدیم، قرار است به زودی از این بازیگر فیلم «تله» بر روی اکران بیاید، از مهناز افشار چه می‌‌دانید؟ آنچه که درذیل خواهید خواند، گوشه‌هایی از زندگی این هنرپیشه خوب سال‌های اخیر کشور که بسیار پرکار است...

• شروع کار بازیگری من از سال 78 با سریال تلویزیونی به نام گمشده ساخته مسعود نوابی بود.
• دیپلم تجربی دارم.
• من وارد خونه هر کسی که می‌‌شم دکوراسیون خونشو عوض می‌‌کنم حتی در منزل خودمون هفته‌ای یکبار وسایل خونه رو جابه‌جا می‌‌کنم و دوست دارم در این رشته تحصیلات خودم رو ادامه بدهم، عاشق دیزاین دکوراسیون هستم.
• من 4 سال تدوین خوندم ودر همین حیطه هم فعالیت کاری داشتم و همچنین کار در حیطه تیزرهای تبلیغاتی که چند کار انجام داده‌ام، کار خوب و قشنگی است و حس خوبی نسبت به کارم داشتم تا اینکه وارد بازیگری شدم.
• تاکنون 9 یا 10 کار سینمایی داشتم همین طور هم به تعداد کارهایم افزوده می‌‌شه.
• بر عکس همه، من در دوران کودکی و نوجوانی اصلا به بازیگری علاقه نداشتم و همیشه وقتی در مدرسه تئاتر اجرا می‌ شد، در می‌‌رفتم و فرار می‌‌کردم اصلا هم خوشم نمی‌‌آمد.
• قبل از قبول نقش سناریو رو می‌‌خونم، البته هر کسی روشی داره، من هم یکبار که سناریو رو خوندم، شب موقع خواب مرور می‌‌کنم با نقشم زندگی می‌‌کنم.
• فعلا من کارم بازیگریه و باید این کار را خوب انجام بدم، بعدا وقت برای کارگردانی زیاده.
• این اعتقاد رو دارم در فروش فیلم کلیه عوامل دخیل هستند، اگه بازیگر خوب باشه، ولی کارگردان خوب نباشه، مسلما کار خوب نمی‌‌شه، حتی عوامل پشت صحنه هم در فروش یک فیلم دخیل هستند.
• به خاطر تصادف بدی که داشتم از رانندگی ترسیدم و از اون موقع به بعد هیمشه کمربندم رو می‌‌بندم.
• چون شکمو هستم، دستپختم هم خوبه تمام زمانی که غذا در حال آماده شدنه سراجاق هستم.
• شاید من جزء خوش قول‌ترین هنرپیشه‌های سینما باشم.
• اصلا میونه خوبی با افراد بد قول ندارم. خوش قولی از نکات بارز زندگی من است.
• اگه مهناز افشار بازیگر نمی‌‌شد شاید راننده کامیون می‌‌شد! چون به کارهای سخت علاقه دارم.
• به نظر من هر کسی به هر کاری که بخواهد می‌‌تونه برسه در جهان هستی به هر چه بخواهید می‌‌تونید برسید فقط کافی است بخواهید. و چند سال پیش پدر خدا بیامرزم را از دست دادم، او قوت قلبی برای من در زندگی بود، یاد او همیشه در خاطرم است، روزی نیست که با یاد پدر زندگی نکنم او همه‌چیز من در این زندگی بود.
• مادرم مونس من است، اگر او هم نباشد، دیگر زندگی برایم معنا ندارد.
نوشته شده در تاريخ Sun 19 Dec 2010 توسط sajad |

نام : سکینه ده بالا

نام هنری : هایده

تاریخ تولد : 1321

محل تولد : کرمانشاه

تاریخ وفات : 1368

محل وفات : آمریکا

محل دفن : آمریکا



هایده در سال 1321 هجری شمسی در یکی از روستاهای کرمانشاه بدنیا آمد.

وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید.

هایده به گفته بسیاری دارای یکی از بهترین صداهای تاریخ موسیقی ایران بود.

زنده یاد هایده در 7 شهریور 1357 مانند بسیاری از هنرمندان دیگر وطن را به قصد لندن ترک کرد و پس از مدتی به آمریکا رفت و کار هنری خویش را در آنجا ادامه داد..............تا اینکه در سی دی سال 1368 با اینکه هنوز بیش از 47 بهار از عمرش نگذشته بود در آمریکا بر اثر سکته قلبی دیده از جهان فرو بست و دوستداران خویش را در غم و اندوه فرو برد.

پیکر هایده در مراسمی باشکوه و با حضور هنرمندان زیادی در آمریکا به خاک سپرده شد.

نوشته شده در تاريخ Sun 19 Dec 2010 توسط sajad |

الناز شاکردوست در سال 1363 در یکی از محله های تهران چشم به دنیا گشود..در دوران دبستان عاشق بازیگری شد.دانشجوی تئاتراز دانشکده هنرو معماری دانشگاه تهران است.با بازی در فیلم « گل یخ » ساخته کیومرث پوراحمد به سینما آمد و ظرف کمتر از یک سال در پنج فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. تفاوت بازی او در دو فیلم « گل یخ » و « مجردها » نشان از توانایی های او دارد.
شاکردوست در « بی وفا » اولین ساخته منتقد قدیمی سینما - اصغر نعیمی - بهترین بازی کارنامه سینمایی اش را به نمایش گذاشت.
کلاً انسانی عجیبی است. عاشق فوتبال است شبیه بازیگری ! مادر خود را بسیار دوست دارد. و عجیب ترین نکته در زندگی او دوست صمیمی اوست.
بله دوست صمیمی او گوهر خیر اندیش است که حداقل 30 سال از او بزرگتر است. به طور اتفاقی وارد سینما شد. به گفته کیومرث پوراحمد وقتی دنبال یک بازیگر حدوداً 20 ساله میگشته که الناز رو دیده و از بازی وی که در آن موقع در تئاتر بازی می کرده خوشش آمده و او را در فیلم گل یخ به عنوان بازیگر نقش اول بازی داده است. بازی های مختلف و نقش های مختلف که از او دیدیم او را یک بازیگر باهوش و با استعداد معرفی کرده است. بازی های متفاوت نظیر یک دختر پولدار در عروس فراری ... یک دختر شل و ول در مجردها(واقعا فوق العاده بود)... یک دختر نسل سومی در چه کسی امیر را کشت (بازی او در این فیلم عالی بود. بسیار بهتر از نیکی کریمی . مهناز افشار و...)و بازی بسیار زیبای او در فیلم بی وفا(به عنوان یک دختر پایین شهری که شاید هیچ بازیگری نمی توانست این نقش را به این خوبی بازی کند). در این سه سال و تا سن 22 سالگی بازی در 11 فیلم یک آمار فوق العاده برای یک بازیگر است. منتقدین بسیاری از همان اول از بازی او تعریف کرده اند.
حتی هنرمندانی مانند مرحوم منوچهر نوذری از بازی وی تعریف کرده اند. همچنین مهدی فخیم زاده کارگردان خوب کشورمان عنوان کرده است که الناز شاکردوست به زودی بهترین بازیگر سینمای ایران خواهد شد

نوشته شده در تاريخ Sun 19 Dec 2010 توسط sajad |
امید سلطانی

تولد: ششم مرداد هزار و سیصد و چهل و پنج

محل تولد: چهار محال و بختیاری“ پل چوبی“ و بزرگ شده ی تهران

از ده سالگی در کنار هنرهایی مثل خطا طی و نقاشی احساس کرد که صدایی برای

خواندن نیز دارد. روزگار گذشت و امید در 18 سالگی در جبهه جنگ حضور یافت

سپس برای تحصیل در سالیان بعد به ترکیه مهاجرت کرد و در آنجا برای تامین نیاز

مالی برای تحصیل تصمیم به استفاده از استعدادش در زمینه خواندن کرد و در

کاباره ها به خواندن پرداخت

امید تحصیلات خود را نیز تا مهندسی معماری ادامه داد و پس از آن و وقتی که در

خواندن نیز به موفقیت دست یافت و تجربه کسب کرد تصمیم گرفت تا اولین آلبوم

خود را روانه بازار کند.اولین آلبوم امید باران نام دارد که تمام مراحل ضبط آن در

ترکیه انجام شد و به وسیله کمپانی معتبر ترانهبه مدیریت وارطان آوانسیان و

جهانگیر طبریایی در سال 1992 میلادی در سراسر جهان پخش شد و به فاصله

اندکی پس از پخش این آلبوم صدای امید برای همیشه در موزیک ایران جاودانه شد

ترانه باران با آهنگسازی کیومرث سلیم پور و ترانه زیبای رحمان شکوفه پور به زیباترین و بدیع ترین آهنگهای امید و حتی موسیقی ایران تبدیل شد .



بعد از موفقیت این آلبوم امید راهی آمریکا شد تا در شهر فرشتگان به فعالیت هنری اش

ادامه دهد.

و ثمره تلاش او در آن سالها چهار آلبوم دیگر به نامهای

(( هردوعاشق 1994)) و ((حضرت عشق 1995 ))

(( پرسه های عاشقانه1997)) و ((سربلند 2000))

بود که در این آلبومها امید ترانه های فوق العاده زیبا و دلنشینی را ارائه داد که از

جمله آنها می توان به :



ایران من و مهتاب و سربلند و دلخوشی وشکستنی و حضرت عشق و

قلندر و تکیه گاه و حرف نگفته و یاسمین و حیف که نمیشه و لیلا و

دیوونه خونه و .... اشاره کرد .

در آلبوم پرسه های عاشقانه ترانه زیبای یاسمین را امید برای دخترش خوانده است.

اما پس از ارائه آلبوم پرسه های عاشقانه امید به علت پایان مهلت حضورش در آمریکا

ناچار به ترک این کشور شد و به اسرائیل مهاجرت کرد.

حضور در اسرائیل و دور شدن از صخنه ی هنر امید را سخت دچار عذاب کرد به

طوری که خود وی در این باره میگوید که از خواندن نا امید شده بود و این برگشتن را

مدیون لطف خداوند به وی میداند.

اما امید بار دیگر به آمریکا و شهر لس آنجلس این بار برای همیشه بازگشت.

آلبوم پیروزی در سال 2002 شروع فعالیتهای امید پس از سالهای دوری بود.

آلبومی که این بار هم با آهنگهای زیبایی چون: ”دوستت دارم“تو م*****“گل رویایی“

پیروزی و ..... گل کرد و بار دیگر نام امید بر سر زبانها افتاد.

در این آلبوم ترانه ی همسفر را شاید بتوان ترانه ای دانست که امید برای همسرش

خانم آرزو خوانده است.

به مناسبت موفقیت این آلبوم کمپانی آونگ جشنی را برپا ساخت.

کنسرت بزرگی که در سالن یوونیورسال آمفی تئاتر برگزار شد.

کنسرت عظیمی که همگان را به تحسین امید و صدای او واداشت.

بعد از این امید هر ماه کنسرتهایی را در شهرهای مختلف برگزار کرد و علاقه مندان و

طرفداران خود را سیراب ساخت.

آلبوم کنسرتهای امید آلبومی بود که در اکتبر 2004 توسط کمپانی آونگ عرضه شد.

آلبومی که عظمت کنسرتهای امید را به خوبی نشان میدهد.

پس از این آلبوم و در حالی که همه منتظر ترانه و آهنگهای تازه از امید بودند

پس از 4 سال انتظار با انتظار به پایان رسید و بالاخره آلبوم هشتم امید با نام انتظار

عرضه شد.آلبومی که به حق یکی از بهترین های این چند ساله موزیک ایران بود و

اینبار امید متفاوت تر از همیشه با استفاده و ترانه های زیبا بر روی آهنگها و ریتمهای مدرن و به روز و تسلط مثال زدنی خود در اجرا همه را غافلگیر کند.



با آرزوی موفقیت برای امید عزیز
نوشته شده در تاريخ Thu 9 Dec 2010 توسط sajad |
  • شاهین نجفی (۱۳۵۹-) ترانه*سرا، نوازنده گیتار و خوانندهٔ ایرانی مقیم آلمان

    شاهین زاده سال ۱۳۵۹ در بندر انزلی است و در گیلان زندگی می*کرده است. او دانشجوی رشتهٔ جامعه شناسی بوده که به دلیل ابراز عقیده موفق به پایان تحصیلاتش نشده* است[نیازمند مدرک معتبر و بی* طرف] و به قول خودش «جامعه شناسی را در جامعه فرا گرفته، نه در دانشگاه». او از نوجوانی به سرودن شعر و ترانه روی آورد و ساز گیتار را در سبک*های کلاسیک و فلامنکو آموخت. او آواز خواندن را، ابتدا در سبک*های راک و اسپانیولی در ایران به صورت زیرزمینی آغاز کرد و با چند گروه مختلف همکاری کرده است.

    پیش از مهاجرت به آلمان مدتی سرپرست يک گروه موسیقی زیرزمینی در ايران بود و در آلمان سرپرست گروهی به نام «اينان». آخرین گروهی که با آن همکاری می*کند، گروه تپش ۲۰۱۲ است. با پیوستن او به این گروه و اجرای شعرهای سیاسی-اجتماعی*اش، تپش ۲۰۱۲ بیش از پیش مورد استقبال مخاطبان و رسانه*های فارسی*زبان قرار گرفته است شاهین نجفی از ابتدای سال ۲۰۰۹ به همکاری خود با این گروه پایان داد.

    در ترانه*های شاهین نجفی، آمیزه*ای از اعتراض به حکومت مذهبی، فقر، زن*ستیزی، سانسور و اعتیاد را می*توان دید. او تلاش می*کند که عناصر شاعرانه و ادبی و اصطلاح*های فلسفی و سیاسی در ترانه*هایش حضور داشته باشند.
    [ویرایش] ترانه*ها
    همچنین ببینید: ما مرد نیستیم
    برخی از ترانه*های شاهین نجفی:

    حاجی ما آخر خطیم ترانه*ای است شامل انتقاد از تفکری که در جامعه ریشه دواند*ه*است.
    فحش بده ترانه*ای است درباره فشارهایی که به وی وارد شده*است.
    ما مرد نیستیم ترانه*ای است که از طرف وی به جنبش زنان ایران تقدیم شده*است.
    عمو کریس تاوون داره کریس دی*برگ خواننده معروف انگلیسی زبان چندی پیش طی* سفر به ایران و برای اولین مجوز اجرای کنسرت یک خواننده غربی در ایران پس از انقلاب اینگونه می*گوید «تهران امروز از نیویورک و لندن امن تر است». این ترانه اعتراضی است به این گفته* کریس دی برگ.
    بامداد برای بامداد ترانه*ای است که به یاد احمد شاملو سروده و اجرا شده*است.
    آوازه خوان در خون ترانه*ای است اعتراض آمیز به یاد فریدون فرخزاد همراه با انتقاد به کشته شدن او.
    حرفِ زن ترانه*ای است درباره حقوق زنان.
    زندگی سگی ترانه*ای است که به انتقادی کنایه گونه از زندگی امروز ایرانیان می*پردازد.
    ما شرریم ترانه*ای است در اعتراض به رپر*هایی که فقط از پارتی و *** می*خوانند. طوری که می*گوید:
    پسر حاجی نبودیم که از شکم سیری بگیم چشا باز، تیز نگن یه وقت بی غیرتیم
    رپ ما رپ تلویزیون تپش نیست رپ سرخوشی و آجیل و کیشمیش نیست
    رپ درد و بند و زجر و زندونه اونی که اینا رو کشیده حرفمو میدونه

    نجفی در قسمتی از این آهنگ نیز به انتقاد از برنامه شوک بر آمده و می*گوید:

    میخواین رپ و خراب کنین بگین فقط فحشه پاش برسه میدیم ولی یه معنیی توشه
    میخواین رپ و خفه کنین بگین طالبش نیست چرا چون خالتورین، خوب اینکه مشکل نیست

    من خرم ترانه*ای است درباره دانشجویان و مشکلاتی که برای آنها در جمهوری اسلامی به*وجود آمده*است.
    مطربان میهن فروش. این ترانه در رابطه با نکوهش موسیقی* لوس آنجلسی است.
نوشته شده در تاريخ Thu 11 Nov 2010 توسط sajad |
بیوگرافی ناصر عبدالهی
ناصر عبدالهی
(۱۰ دی ۱۳۴۰ - ۲۹ آذر ۱۳۸۵) از خوانندگان ایرانی بود. وی با ترانه ناصریا به شهرت فراوانی دست یافت.

http://www.nanjoon.net

زندگی

او در محله مسجد بلال شهر بندرعباس به دنیا آمد. پدرش کارگر بازنشسته شرکت ملی بود. ناصر فرزند سوم خانواده بود. از 13 سالگی به موسیقی علاقمند شد. فعالیت‌های هنری خود را از سال‌های نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان هرمزگان آغاز كرد.

وی کار حرفه‌ای را به طور جدی از سال ۱۳۷۴ خورشیدی آغاز کرد. در سال ۱۳۷۵ همراه با همسرش به تهران آمد. محمدعلی بهمنی شاعر هرمزگانی و دوست نزدیکش، وی را به انتشارات دارینوش معرفی کرد. پس از آن آلبوم‌های ناصر را این انتشارات ضبط و منتشر کرد.

عبدالهی در سوم آذرماه ۱۳۸۵ در بندرعباس به دلایل نامشخصی بیهوش و به کما رفت و پس از گذراندن ۲۷ روز در کما در بیمارستان هاشمی‌نژاد تهران درگذشت.

از او چهار فرزند به نام‌های نوید، نازنین، نامی و نینا به جا مانده‌است

نوشته شده در تاريخ Thu 11 Nov 2010 توسط sajad |

ساسان حیدری  ملقب به ساسی مانکن دانشجوی رشته ی کامپیوتر دانشگاه آزاد نواب قزوین هست.متولد 12 آبان سال 1365 هستش که الان میشه 23 ساله. ساسی در اهواز متولد شده. محل سکونت ساسی مانکن در کرج (زمینهای خانم انصاری میدان والفجر) هستش و گفته میشه که کلیپ پارمیدا رو تو فروشگاه هارمونی در میدان والفجر کرج ابتدای بلوار سرداران گرفته.

بعضیا میگن یه داداش داره بعضیا هم میگن یه خواهر داره خلاصه اینکه دو تا بچه هستند. طرفدار پر و پا قرص استقلال و رنگ آبی هست.با حسین مخته هم کلاس بوده و ده ساله که با هم رفیق بودن ولی بینشون بهم میخوره و از هم جدا میشن که بعدا داستانشو مفصلا براتون میگم.دوست دخترهای ساسی پارمیدا،آیسان،هانی و... هستن.

ساسی از 17 سالگی شروع به خوندن رپ كرد و كار رپ حرفه ای رو از 5 سال پیش در پی گرفت. در اظهارات خود گفته كه عاشق خوندنه .اكثر موزیك هایی كه از ساسان پخش شده بیشتر موزیك سازی و تكست نویسی خوده ایشون بوده كه خوشبختانه از طرفدارهای بسیار زیادی برخوردار شده.هدف ساسی مانكن از خوندن رپ های 6.8 شاد كردن مردمه حتی برای چند دقیقه.

خلاصه بیوگرافی ساسی مانکن

اسم:ساسان

فامیلی:حیدری (یافته)

لقب:ساسی مانکن

تاریخ تولد: 12 آبان 1365

محل تولد:اهواز

محل سکونت فعلی: میدان والفجر کرج

رشته و دانشگاه: کامپیوتر دانشگاه آزاد نواب قزوین 

رنگ مورد علاقه: آبی

تیم مورد علاقه:استقلال

اولین آهنگ:4 سال پیش – ساسی فیت دالتون

آهنگهای مورد علاقه: عروسی،پارمیدا،بندری

شروع رپ خوندن: 17 سالگی

هدف رپ خوندن: شاد کردن مردم

فعالیت فعلی:نمی تونم بگم ببخشید.

   

ابزار رایگان وبلاگ